X
تبلیغات
نقد کتاب و منش اندیشیدگی در هنر و معماری - نقد کتاب ویژگی های محیطی فضاهای شهری امن
فصلنامه الکترونیکی نقد و بررسی کتاب
 

مقدمه

امروزه توجه به مفهوم امنيت شهروندان و روشهای ارتقاء آن، به عنوان يكي از اولويت هاي اساسي حرفه مندان و تئوري پردازان شهري تبديل شده است[1]. جداي از اثرات اجتماعي و فرهنگي ناشي از برنامه ريزي و طراحي محيط هاي امن شهري بر الگوهاي رفتار شهروندي و بهبود كيفيت محيطي نواحي سكونتي، تبيين ويژگيها و اثرات مترتّب بر نقش كالبدي شهر بر كاهش جرايم شهري و يا كاستن از وقوع جرم، موضوع مستقل و با اهميتي  است كه در قالب تئوري هاي نوين شهرسازي بدان اشاره مي شود. بنابراین توجه به نقش كالبدي شهر (برنامه ريزي و طراحي شهری) در كاهش و پيشگيري از جرايم شهري اهمیت اساسی دارد و بایستی مفاهيم، اصول، پارادايم ها و استراتژي هاي مربوط به آن، مورد اشاره قرار مي گيرد. اين امر از آن جهت داراي اهميت است كه امروزه در فرايندهاي طراحي فضاهاي شهري كمتر به پتانسيلهاي بالقوه مناطق شهر و ساختمانها در كاهش يا جلوگيري از جرائم توجه مي شود. رويكرد حاضر را مي توان طراحي كارآمد و بهينه محيط مصنوع در كاهش جرائم شهري قلمداد كرد كه در بهبود كيفيت زندگي و افزايش رضايتمندي شهروندي تاثير بسزايي دارد. با نگاهي به گسترش شهرنشيني و روند توسعه شهري، مي توان دريافت كه برقراري امنيت در ساختار شهري و برخورداري شهروندان از «احساس امنيت»[2]، در ابعاد اجتماعي، اقتصادي، سياسي و محيطي اهميتي فزاينده دارد. از آنجا كه  امنيت، مولفه اي اساسي در «توسعه پايدار انساني»[3] بشمار مي رود كه افزايش «رضايتمندي شهروندي»[4] و شكل گيري «سرمايه اجتماعي»[5] را در ساختار شهري ممكن مي كند، مي بايستي علاوه بر سنجش ميزان واقعي امنيت، به ارزيابي و امکان دهی به شکل گیری مکان های امن شهری و در عین حال، مقوله «احساس امنيت» از ديد شهروندان نيز التفات داشت. از سویی دیگر، با نگاهي به رشد و گسترش روند شهرنشيني، مي توان دريافت كه شهرنشيني داراي پيامدها و تبعات گوناگوني براي ساكنان است كه در اين ميان امنيت و شکل گیری فضاهای امن شهری، داراي نقش اساسي در رضايتمندي شهروندي و مطلوبيت زندگي در قالب توسعه پايدار انساني، بشمار مي آيند. بديهي است كه بدون ايجاد امنيت، نمي توان انتظار كارايي ساختار شهري به مثابه سيستمي از اجزا و عناصر براي سكني گزيني شهروندي و زندگي همراه با رفاه و كرامت انساني، را داشت. در اين ميان بين «امنيت واقعي» و «احساس امنيت» ساكنان كه از ادراك ذهني نسبت به فاكتورهاي امنيت بخش حاصل مي شود،  تفاوت فاحشي وجود دارد. در هر صورت هر گونه راهكاري براي «مداخله» در شهر به مثابه «سيستمي» از اجزا و عناصر در برنامه ريزي شهري، تنها با شناخت و بررسي فاكتورهاي اساسي سكني گزيني در آن شهر و بازخوراندهاي حاصل ممكن مي شود. در اين ميان مولفه امنيت شهروندان، مي بايستي مورد التفات بيشتر قرار گيرد، چراكه امروزه بدون شناخت و بررسي سازوكار این مولفه در ساختار شهري به مثابه سيستمي شهري ( متشكل از ورودي و خروجي و پردازش دروني)، امكان مداخلات مناسب،كارآمد و بهينه در شهر ميسر نمي شود. این چنین است که «امنيت» بايد بعنوان مولفه اي تاثيرگذار در شهر، مورد ارزيابي قرار گيرد. اين امر از آن جهت داراي اهميتي مضاعف مي شود كه امنيت شهروندان از محورهاي اساسي توسعه پايدار انساني بشمار مي رود، چنانچه بر اساس گزارش توسعه انساني سازمان ملل در سالهاي 1994 و 1998، امنيت در ابعاد اقتصادي از جهت ميزان درآمد، شغل و سرمايه گذاري و امنيت محيطي و جاني را نيز در بر مي گيرد. در عين حال نمي توان انتظار داشت بدون ارتقاء موثر و كارامد مولفه هاي امنيت شهري، بتوان در بهبود كيفيت زندگي[6]، افزايش رضايتمندي شهروندي[7] و تحقق توسعه پايدار شهري[8] را در بستر شكل گيري سرمايه اجتماعي و مشاركت اجتماعي[9] فراهم آورد. علاوه بر اين مولفه هاي امنيتي شهر داراي نقشي اساسي در ميزان انسجام اجتماعي و امنيت ملي[10] بشمار مي روند. بديهي است كه به دليل تنوع و گستردگي فاكتورهاي موثر بر احساس امنيت يا امنيت پذيري ذهني شهروندان،  مي بايست درباره هر شهري بررسي و پژوهشي ميداني در اين باره صورت گيرد تا ضمن افزايش احساس امنيت از ديد شهروندان، امكان انجام مداخلات فراگير براي بهبود سازي ديگر مولفه هاي زندگي شهري، در فرايند «تصميم سازي» برنامه ريزي شهري يا «تصميم گيري» از ديدگاه كلان، ممكن شود.

 با این دیدگاه و توجه به چنین ضروریاتی است که نویسنده کتاب اقدام به چاپ و انتشار این اثر کرده است که در نوع خود واجد ارزش و احترام شامخ بوده و منتقد اثر تنها از باب اشاراتی چند و ضمن سپاس گذاری از همت طبع نویسنده، اقدام به نقد کتاب حاضر کرده است.[11] در رابطه با ساختار نقد کتاب حاضر، ابتدا به نقدهای صوری کتاب اشاره می شود و در پایان نقد محتوایی اثر حاضر صورت می گیرد.

 نقد صوری

در رابطه با «نقد صوری» اثر حاضر می توان به موارد مطرح زیر اشاره کرد:

1.       نکته ابتدایی اینکه در شناسنامه کتاب، تعداد صفحات در قسمت مشخصات ظاهری به اشتباه 290 صفحه مصور درج شده است؛ در حالی که تعداد صفحات 310 می باشد. همچنین صفحات کتابنامه به اشتباه 212-218 درج شده است.

2.       نکته دوم به «قرارگیری بخشهای کتاب» مربوط می شود؛ چنان چه در این رابطه می توان گفت که آنچه معمول و مرسوم است، فهرست مندرجات، بایستی قبل از پیشگفتار و مقدمه مولف یا مترجم قرار گیرد، حال آنکه در این اثر این مهم در نظر گرفته نشده است. آنچه در کتاب دیده می شود، قرارگیری پیشگفتار و دیباچه ناشر پیش از فهرست است که معمول نیست.

3.       نکته سوم به پیشگفتار[12] و مقدمه[13] مولف است. ابتدا باید گفت که پیشگفتار با مقدمه تفاوت ماهوی دارد. پیشگفتار رابط ماهوی و مستقیم با محتویات کتاب ندارد، در حالی که مقدمه ارتباط ماهوی و محتوایی دارد. هرچند کتاب حاضر، به این مهم توجه داشته است ولی بین مکان قرارگیری این دو مقوله به وسیله فهرست فاصله ایجاد شده است که صحیح و جایز نیست. در ضمن در فهرست مندرجات برای این بخشها، شماره صفحه عددی منظور شده است که جایز نیست.

4.       نکته چهارم، در نوع، شماره دهی و چگونگی ارجاع صفحات در فهرست به شرح زیر می باشد:

-        بطور معمول صفحات فهرست، عنوان و مقدمه ناشر نباید در تعداد صفحات لحاظ شود که این مهم مورد توجه قرار نگرفته است.

-        در عین حال در فهرست مندرجات، دیده می شود که پیوست 1 که همان تجربه های جهانی است، در دو سطر با دو شماره صفحه ذکر شده که از آنجا که هر دو یکی است، لازم به نظر نمی رسد.

5.       نکته پنجم، به فهرست جداول و نمودارها مربوط می شود. در این رابطه موارد زیر به نقصان روی داده است:

-        عدم تطبیق عنوان جداول در فهرست با عنوان جداول موجود در متن کتاب؛ به عنوان مثال جداول در صفحات 145، 79 و 81 که نام ذکر شده برای جداول در فهرست جداول با عنوان موجود در بالای جداول هماهنگی لازم را ندارد.

-        عدم قرارگیری درست مکانی عنوان نمودارها در متن کتاب؛ آنچه که معمول است، این است که عناوین نمودارها بهتر است در پایین و عناوین جداول در بالای جداول ذکر گردد که این مهم مورد توجه مولف محترم و ویراستار اثر قرار نگرفته است.

6.       عدم ارجاع و ذکر عنوان به برخی از قابهای ذکر شده در کتاب مثل صفحه 28.

7.       نکته اصلی در نقد صوری کتاب حاضر، با وجود ساختار نسبی قابل پذیرش آن، عدم توجه به نکات ویرایش و سجاوندی به شرح زیر است:

-        عدم درج نشانه ها و علائم ویرایشی در متن؛ مانند عدم درج (ویرگول) در صفحه 23 خط 7؛ و یا

-        درج ناقص نشانه ها و علائم ویرایشی در متن؛ مانند (گیومه) در صفحه 27 خط 3 یا (پرانتز) در صفحه 28 خط 16.

-        اشتباه در قرارگیری نشانه ها و علائم ویرایشی در متن؛ مانند مکان قرارگیری (نقطه) و (گیومه) در صفحه 18 خط 23.

-         اشتباه در بکارگیری نشانه ها و علائم ویرایشی در متن؛ مانند اشتباه در بکارگیری (,) به جای (.) در صفحه 28 و دیگر صفحات.

-        عدم رعایت یک شیوه ویرایش معین برای عناوین و اسامی افراد و کتب؛ مانند ایتالیک کردن یا موارد مشابه.

-        ذکر همزمان اسامی لاتین و فارسی کلمات و برخی واژگان تخصصی در کنار هم در متن که بطور بدیهی بهتر است از یک شیوه مشخص در این رابطه تبعیت گردد.

8.       شیوه رفرنس دهی و ارجاع درون متنی؛ مشتمل بر:

-        از آنجا که شیوه ارجاع درون متنی کتاب، (نام خانوادگی، سال: شماره صفحه) می باشد، ولی در برخی ارجاعات علائم و نشانه های ویرایشی دیده نمی شود؛ مثل صفحه 65 خط 18 یا صفحه 76 خط 6.

-        عدم درج برخی از منابع لاتین در فهرست ماخذ لاتین که سهوا صورت گرفته است.

9.       در رابطه با فهرست منابع هم نکات زیر لازم به ذکر است:

-        عدم درج برخی اسامی در منابع مانند مرجع دوم فارسی.

-        عدم توجه به شماره فونتها در منابع مانند مرجع 8 فارسی.

-        عدم درج محل چاپ یا ذکر نبودن آن در کتاب مانند مرجع 65.

-        درج عین واژگان «محل نشر» به جای محل نشر واقعی در مرجع 76.

-        تیره بودن و عدم تیرگی عناوین کتب مانند مرجع 7 فارسی.

 نقد محتوایی

نویسنده کتاب در مقدمه با اشاره به اهمیت نیاز به امنیت و التزام کاهش وقوع جرم، به این مهم اشاره می کند که در جوامع شهری به دلیل مقولات وابسته و پیوسته با مفهوم شهرنشینی، زمینه احساس ناامنی در شهر صورت پذیرفته است؛ چنان چه امروزه «به استناد گزارش مرکز اسکان بشر سازمان ملل، بین دهه 1990 تا 2000 حوادث جرم و خشونت به ازای هر 100000 نفر از 6 به 8 نفر افزایش یافته است» (صالحی، 1387، ص 11). ایشان مساله مورد نظر در کتاب را در این نکته می دانند: «اما مساله مورد نظر این کتاب برخی از ویژگی های کالبدی و فضایی شهر است که بعضا به دلایل متعدد، مکان را ]برای[ جرم خیزی مستعد می کند. در واقع چون وقوع هر نوع جرم علاوه بر لزوم شرایط مساعد زمانی، مستلزک شرایط مکانی است، برخی از مکان ها در شهرها واجد ویژگی هایی می شوند که با شرایط مورد نیاز برای وقوع جرم مطابقت می نماید (همو، همان، همانجا).

کتاب حاضر در قالب طرح تحقیقاتی معاونت شهرسازی وزارت مسکن و شهرسازی در سال 1382 با درک این مساله به منظور شناخت ویژگی های محیط فضاهای شهری امن و در نهایت تدوین ضوابط  شهرسازی کاهش شرایط جرم خیزی در فضاهای شهری کشور، تدوین و تالیف شده است. در هر حال، در رابطه با نقد محتوایی اثر حاضر می توان اشاره داشت که؛ کتاب حاضر در 7 فصل و دو پیوست تدوین و نگارش یافته است که در فصلهای کتاب موارد زیر مورد توجه قرار گرفته است:

1.       فصل اول کتاب به مقوله نظم و امنیت[14]؛ جایگاه و نقش عوامل محیطی در رابطه با آن می پردازد. در این فصل ضمن اشاره به مبانی نظری نظم و امنیت اجتماعی به این نکته تصریحا اشاره می شود که اصولا شهر بی نظم، شهر نیست؛ بلکه نفی شهر است. در ادامه با اشاره نسبی به عوامل تعیین گر در نظم شهری و امنیت اجتماعی، به لزوم توجه به جایگاه «عوامل محیطی» پرداخته می شود.

2.       فصل دوم کتاب به عوامل و ویژگی های محیطی موثر در پیدایش آنومی و بی نظمی در شهر به اختصار اشاره دارد. در این فصل رابطه فی مابین شهر و رفتار ناهنجار بزهکاری و ویژگی های جرایم و خشونت های شهری با اشاره به جایگاه عوامل محیطی شهر با جمع بندی نظریات اشاره می شود.

3.       فصل سوم کتاب عوامل مکانی در رابطه با پیدایش بی نظمی و عدم امنیت در شهر اشاراتی می شود؛ ضمن اینکه ویژگی های محل و موقعیت مکانی وقوع جرایم و اینکه ویژگی های مکانی فضا در تعیین سرنوشت آن نقش بسزایی دارند، به تفصیل مورد بررسی قرار می گیرد.

4.       فصل چهارم کتاب به تبیین مفهوم فضاهای شهری امن و نقش ضوابط و مقررات در این رابطه اشاره می شود؛ حال آنکه با اشاره به دیدگاه های مختلف در خصوص فضاهای شهری، در پایان به تبیین فضاهای امن شهری پرداخته می شود. نقش هر یک از عوامل موثر در این مفهوم، در سه سطح کلان، میانه و خرد مورد توجه قرار می گیرد. نویسنده بر این نکته تصریح دارد که ضوابط و مقررات شهرسازی به عنوان منحصر بفرد ترین ابزار شهرسازی نقشی اساسی در ساماندهی عوامل فضایی و کالبدی فضاهای شهری و تحقق پذیری فضای شهری امن دارد.

5.       فصل پنجم کتاب به تبیین زمینه های نظری کاهش شرایط جرم خیزی فضاهای شهری و مکان ها می پردازد که پس از مرور پیشینه نظری موضوعی و مکانی ایجاد فضاهای شهری امن، به رویکرد «جلوگیری از جرائم از طریق طراحی محیطی» اشاره می شود تا از میان مولفه ها، معیارها و شاخص ها ضمن اجماع نظر صاحبنظران این زمینه، به استخراج معیارهایی در حوزه کاهش میزان جرم خیزی فضاهای شهری منجر گردد.

6.       فصل ششم کتاب به تبیین مولفه ها و معیارهای مستخرج از فصل قبل می پردازد. در یان فصل مولفه ها و معیارهای فضاهای شهری امن در قالب یک دسته بندی کلی از این مولفه ها و معیارها مشتمل بر؛ اندازه فضا، آسایش بصری و محیطی، سازمان فضایی و نفوذ پذیری و در نهایت کیفیت مسکن و کاربری زمین؛ پرداخته شده است.

7.       فصل هفتم نیز به جمعبندی و نتیجه گیری از کتاب حاضر مروبط می شود که به جمعبندی مطالب اختصاص دارد. در این بخش؛ علاوه بر جمعبندی، به معرفی یک «مدل تحلیلی ایجاد فضای شهری امن» پرداخته می شود که با اشاره به نتایج یک تجربه میدانی که با استناد به یافته های نظری و کاربرد مدل تحلیلی فوق الذکر به انجام رسیده است، به پایان می رسد.

 در رابطه با «نقد محتوای کتاب» نیز موارد زیر باید مورد توجه باشد:

1.       در زمینه پیشینه تحقیق با وجود ارجاعات مناسب و دید و وسعت کلام نویسنده؛ برخی از تحقیقات در این رابطه دیده نشده یا به دلایلی لحاظ نشده است که نگارنده به دلیل مطالعات گسترده در یان زمینه به برخی از آنها اشاره می کند:

 ç   عدم درج و درنظر گیری برخی تحقیقات و پژوهش ها در مقوله پیشینه تحقیق و در ارتباط با امنیت و ابعاد آن؛ و مرتبط با فصلهای اول و دوم کتاب:

«گزارش مركز پژوهش امنيت انساني»[15]  با اشاره به ابعاد كالبدي، سياسي، اقتصادي و اجتماعي به اين نكته اشاره دارد كه مي توان با توزيع عادلانه اقتصادي در مقياس ملي و منطقه اي (امنيت اقتصادي)، و افزايش مشاركت سازي شهروندي و احساس مسئوليت همگاني در برابر ديگر شهروندان (امنيت اجتماعي)، و افزايش مولفه هاي دموكراسي و حقوق شهروندي در ساختار شهري (امنيت سياسي)، ميزان امنيت شهروندان و به تبع آن رضايتمندي و رفاه اجتماعي شهروندان را، افزايش داد.گروه VWG[16] در «سند شهرهاي جهاني»[17]، با اشاره به راهكارها، راهبردها و مكانيزمهاي مداخلات شهري براي ايجاد يك «ايمن شهر»[18]، توجه به تمامي مولفه هاي مطلوبيت زندگي در شهر را در ابعاد اقتصادي اجتماعي و كالبدي مورد اشاره قرار مي دهد و به بررسي آن در سطح جهان مي پردازد. جامع ترين تحقيق درباره امنيت و مولفه هاي اجتماعي و اقتصادي و محيطي را بايد سندي دانست كه با همكاري ارگان ايمن شهر «هابيتات»[19] و «ارگان USL»[20] به انجام رسيده است، و معطوف به ارائه اهداف، روش شناسي، راهبردها و راهكارهايي است كه به افزايش مولفه هاي امنيت سازي شهري در ابعاد اقتصادي و اجتماعي و خاصه كالبدي و محيطي مي پردازد. «هيكن و والنتين»[21] در رابطه با امنيت شهري در سطح جهان پژوهشي انجام داده اند كه به بررسي پديده «تروريسم»[22] و اشرار مسلح و «امنيت محيطي» وحتي امنيت در ميزان انرژي[23]  مصرفي در شهرها و آينده آن در جهان، مي پردازد. در سپتامبر 2005 نيز كنفرانس جهاني درباره «امنيت شهري»[24] (تكنولوژي و تجهيزات)، در چين برگزار شد كه به ارائه تجهيزات حفاظتي شهري و امنيت محيطي و كالبدي شهر از طريق ابزارهاي الكترونيكي و ماهواره اي پرداخت. «انجمن اجتماعي و اقتصادي»[25] وابسته به سازمان ملل متحد[26]، مبادرت به بررسي و ارزيابي هايي پيرامون امنيت شهري كرده است كه از محورهاي اين تحقيق مي توان به «دولت، صلح و امنيت»[27]، «محيط زيست، جمعيت و شهرنشيني» و «توسعه منابع انساني و اشتغال زايي»  اشاره كرد كه رويكرد هايي معطوف به برقراي امنيت سياسي، اقتصادي و محيطي در شهر بشمار مي روند. در اين ميان التفات به امنيت اقتصادي اقشار اجتماعي آسيب پذير مانند زنان و كودكان، طيف گسترده اي از بيانيه ها و تحقيقات جهاني را در بر گرفته است كه مي توان به پژوهش [28]NCCP درباره امنيت اقتصادي كودكان در شهرهاي كشورهاي درحال توسعه، و كنفرانس جهاني امنيت اجتماعي و اقتصادي زنان شهري[29] اشاره كرد. امنيت اقتصادي در شهرها بوسيله «ماكسول»[30] در گزارش تحقيقاتي 112 نهاد تحقيقاتي سياستهاي ملي تغذيه (IFPRI) در كشور غنا، در چارچوب سند امنيت اقتصادي و تغذيه مورد ارزيابي و بررسي قرار گرفته است. همچنين مي توان به استراتژيهاي حمايتي از شهر در قالب راهبردها و راهكارهاي اجرايي اشاره كرد كه در ايجاد امنيت كالبدي در شهر و با توجه به برخي از استراتژيهاي اجتماعي مانند افزايش «نظارت عمومي»[31] پس از واقعه 11 سپتامبر مورد توجه قرار گرفته است و بوسيله افرادي مانند «ريچارد ليتل»[32] در حوزه امريكا، و در كاربستي جهاني ارائه شده است. پژوهشهاي صورت گرفته در ايران نيز بيشتر معطوف به مولفه هاي «جرم خيزي شهري» و «ميزان جرائم در سطح شهر» در ميان اقشار اجتماعي بوده است كه كمتر به بررسي امنيت و خاصه، مقوله احساس امنيت شهروندان در ابعاد اجتماعي، اقتصادی، ملي، سياسي و مذهبي و محيطي بوده است. در اين ميان مي توان به تحليلي پيرامون شرايط محيط اجتماعي و طبيعي استان كردستان در ارتباط با بزهكاري، اشاره كرد كه با استفاده از روشهاي مشاهده، مصاحبه و پرسشنامه به بررسي پديده جرم خيزي در سطح استان كردستان پرداخته است (صالح وليدي، بي تا). همچنين مي توان به تحقيقي درباره جرم خيزي و مصرف مواد در شهرهاي آسيب ديده از سوانح طبيعي اشاره داشت كه بوسيله فرهوديان و ديگران (1383و 1384) با حمايت «دفتر مواد و جرائم سازمان ملل» (UNODC) صورت گرفته است، و يا مي توان به تحقيق «مساواتي آذر» (1374) درباره آسيب شناسي اجتماعي ايران در سطح كشور و معطوف به استان آذربايجان شرقي اشاره داشت.

 ç   عدم در نظر گیری برخی تحقیقات در پیشینه تحقیق در ارتباط با امنیت کالبدی و ابعاد آن مرتبط با فصلهای پنجم و ششم کتاب:

مركز بين المللي جرائم (NICP,2006) رویکرد CPTEDرا طراحي و استفاده مناسب از محيط ساخته شده براي كاهش يا جلوگيري از جرائم و بهسازي كيفيت زندگي مي داند. روزنامه بين المللي جلوگيري از جرائم ,2006) (JCI [34] توجه به امنيت را مولفه اي اساسي در طراحي فضاهاي مصنوع شهر مي داند، چرا كه احتمال وقوع جرائم و ارتكاب آنها را كاهش مي دهد. انجمن بين الملي CPTED  (ICA,2005) [35]   نيز آن را استفاده هوشمندانه از فضاي ساخته شده در جلوگيري از جرائم در فرايند طراحي و برنامه ريزي محيط مصنوع تعريف مي كند.  شوراي ملي جلوگيري از جرائم (NCPC,2006 ) [33]  نيز به استفاده هوشمندانه از محيط مصنوع در طراحي فضاهاي شهري اشاره دارد كه مي تواند پتانسيل جرم خيزي مناطق را كاهش دهد. «تيم كرو» (مدير دپارتمان بين الملي جلوگيري از جرايم از طريق طراحي محيطي) [3]  آن را راهي براي تحقق شهري ايمن مي داند كه از اقدامات پيشگيرانه از طريق طراحي و برنامه ريزي شهري براي كاهش احتمال تجاوز و جرائم شهري، بهره مي گيرد و سوزان آجوك (دبير دپارتمان جلوگيري از جرايم شهري در سطح محله اي شهر پترزبورگ) به فرايند پيشگيري قبل از درمان در احتمال وقوع جرائم اشاره مي كند و يكي از رسالتهاي طراحي شهري و معماري فضاهاي شهري را در كاهش پتانسيلهاي طبيعي جرم خيزي مناطق مي داند. بر اين اساس مي توان اين رويكرد را يك رويكرد تركيبي در طراحي ساختار كالبدي شهر دانست  كه از طريق آرايش و طراحي كالبد شهر براي جلوگيري از ارتكاب جرائم و يا كاهش آن بهره مي برد [4]. بانك جهاني نيز بر اين باور است كه اين روش طراحي، اين امكان را فراهم مي كند كه شهروندان، نماينده اي كليدي در ايجاد امنيت خويش باشند كه از مشاركت سازي اجتماعي در جلوگيري و كاهش جرائم بهره مي برد. پت ترلا (2004) سه ركن اساسي پيشگيري از جرم را در حوزه قانون، پيشگيري هاي اجتماعي و برنامه ريزي و طراحي هاي مناسب محيطي مي داند كه بدون توجه به آن، نمي توان از جرائم قابل انتظار در محيط كاست.[ 39]

 

رويكرد CPTED از آن جهت مهم است كه بايد علاج واقعه را قبل از وقوع كرد و اين در حالي است كه در اجتماع امروز عمدتا به مجازات و تنبيه پس از وقوع جرائم تاكيد مي شود. گويي بايد جرمي واقع شود تا به جلوگيري از آن انديشيد يا به نقش فضاهاي غير قابل دفاع شهر در اين رابطه توجه شود.[8] رويكرد حاضر اين امكان را فراهم مي كند تا با طراحي كالبدي شهر از طريق طرح كالبدي ساختمان و طراحي پلان و دسترسي به سايتهاي جرم خيز، بتوان از ايجاد محيطهاي مناسب براي جرم و جنايت، پرهيز كرد تا بعنوان بازدارنده اي از ارتكاب جرائم عمل كند. از آنجا كه هر مكان شهري محل رفتارهاي ويژه شهروندي است و از سويي ديگر تنها محيطهايي جرم خيز محسوب مي شوند كه تحت نظارت عمومي نباشند يا داراي ظرفيت بالقوه اي براي ارتكاب جرم داشته باشند[21] ، مي توان از طريق طراحي كالبد شهر يا ساختمانها از ارتكاب جرائم شهري جلوگيري بعمل آورد.  انواع جرائم درون شهري را جرائم گزارش شده / نشده، جرائم قابل كشف / غير قابل كشف،  جرائم آكاهانه/ غيرآگاهانه و جرائم از پيش تعيين شده/ نشده  تشكيل مي دهد[19] كه هر كدام در هنگام وقوع  بگونه اي به ساخت كالبدي شهر ارتباط دارد، چرا كه اگر محيطي براي جرائم فراهم نشود، بسياري از جرائم بصورت خود بازدارنده كاهش مي يابند. اين امر از آن جهت مهم مي نمايد كه مطالعات اجتماعي نشان مي دهد كه ترس از وقوع جرائم در حال افزايش و احساس امنيت و ايمني شهروندان در حال كاهش است.

در روند تاريخي جلوگيري از جرائم از طريق طراحي محيطي مي توان دوره هايي را در نظر گرفت[24] كه به اهم آنها در جدول زیر اشاره شده است. همانگونه كه در جدول زیر آورده شده است تقويت انگيزه هاي اجتماعي جامعه  و ارتقاء نظارت عمومي در كنار افزايش شفافيت فضاهاي عمومي و عناصر مستقر در محيط هاي شهري و رفع نابساماني هاي كالبدي و منظر بخشي از ساز و كارهاي ايجاد محيط هاي امن شهري را تشكيل مي دهد.

 

همچنین می توان به موارد زیر اشاره داشت که نویسنده کتاب کمتر به آنها پرداخته است، حال آنکه از اهمیتی فزاینده در این رابطه برخوردار می باشند:

~        سايت بانك جهاني (W.B) و طرحهاي تحقيقاتي مرتبط در كشورهاي جهان مانند آفريقاي جنوبي (C.S.I.R) [25] و

~        سايتهاي اينترنتي دولتهاي محلي/ شهرداري شهرهايي نظير: Edmonton [11] , Tucson [12] , Virginia Beach [13] , Durham county [14]  Florida  وQueensland  Petersburg, Baltimore county [20] , Lismore [18] , Adelaide  [17]   و

~        سايت «انستيتوي بين المللي جرائم» (N.I.C.P)[32] ‏،

~        «انجمن بين الملي CPTED» (I.C.A)[35] ،

~        «روزنامه بين المللي جلوگيري از جرائم از طريق طراحي محيطي» (J.C.I) [34]  و

~        «شوراي ملي جلوگيري از جرائم» (N.C.P.C) [33].

 

ç   عدم درنظرگیری برخی تحقیقات در پیشینه تحقیق در رابطه با فضاهای شهری و ابعاد ماهوی و کیفی آن مرتبط با فصلهای سوم و چهارم:

با بررسي بيش از 1000 فضاي عمومي در سراسر جهان، PPS دريافت كه موفق­ترين و كاراترين فضاي عمومي داراي 4 كليد كيفيتي است: 1. اين فضاها در دسترس هستند (accessible)، 2. افراد در آنها درگير فعاليت مي­شوند (act ivies)، 3. راحت بوده و داراي مناظر زيبايي هستند(comfortable)، و 4. در نهايت مكاني معاشرت­پذير (sociable) هستند؛ يعني جايي كه افراد مي­توانند همديگر را ملاقات كنند. علاوه بر اين، دياگرام مكان را بعنوان ابزاري جهت قضاوت مردم در ارزيابي يك مكان مناسب و يا نامناسب، بكار مي برد.

 

چنانچه مشاهده می شود مقوله امنیت یکی از مهمترین مولفه های کیفی فضاهای شهری فرض شده است که در کتاب فوق الذکر، در هیچ کجا به مقوله سایت PPS اشاره نشده است که این مساله جایز نیست.

«جين جيکوبز در سال 1961 در کتاب زندگي و مرگ شهرهاي بزرگ آمريکا»، 5 معيار را براي محيطي با کيفيت مطلوب بيان مي کند: «1. ملحوظ داشتن فعاليت هاي مناسب پيش از توجه به نظم بصري محيط؛ 2. استفاده از کاربري مختلط چه به لحاظ تنوع استفاده و چه از نظر حضور ابنيه با قدمت هاي مختلف در يک ناحيه؛ 3. توجه به عنصر خيابان؛ 4. نفوذ پذير بودن (قابل دسترس بودن) بافت؛ 5. اختلاط اجتماعي و انعطاف پذير بودن فضاها.»

«کوين لينچ با انتشار تئوري شکل خوب شهر» در سال 1981 ميلادي حصول کيفيت مناسب طراحي شهري و به تبع آن ارتقا  کيفيت زندگي شهري را در گرو پنج معيار و دو فوق معيار زير اعلان مي دارد: «1. سرزندگي: به مفهوم امکان بقاي زيست شناختي  و جامعه شناختي انسان در محيط شهر؛ 2. معني (حس): به معني نقش انگيزي ذهني و معنادار بودن مکان هاي شهري؛ 3. سازگاري: به منظور انطباق فرم شهري با فعاليت هاي گوناگون و مدارهاي رفتاري؛ 4. دسترسي: به مفهوم سهولت نفوذ فيزيکي به بخش هاي مختلف بافت شهري؛ 5. کنترل و نظارت: به مفهوم فراهم بودن امکان انتخاب و مداخله شهروندان در امور مرتبط با مديريت و استفاده از عرصه هماني؛ 6. کارايي: کارا بودن هريک از معيارهاي فوق باتوجه به هزينه، 7. عدالت: پرداخته شدن هزينه معيارها از طريق سازمان يا طبقه اجتماعي که بايد براي آن هزينه کنند.[33]

يکي از مشهورترين مجموعه کيفيت هاي طراحي شهري مجموعه ارائه شده توسط "يان بنتلي و همکارانش" در کتاب «محيط هاي پاسخده»[34] است. اين 7 معيار که بايد در ايجاد محيط هاي پاسخده رعايت شوند،‌ عبارتند از: «1. نفوذپذيري. 2. گوناگوني. 3. خوانايي. 4. انعطاف پذيري. 5. تناسبات بصري. 6. غناي حسي. 7. رنگ تعلق.»

«جان پانترو متيو کرمونا» در کتاب «ابعاد طراحانه برنامه ريزي شهري»[35] در 1991 نيز بحث کيفيت را در موارد زير مطرح کرده اند: «1. کيفيت پايداري زيست محيطي. 2. کيفيت منظر شهر. 3. کيفيت ديده ها. 4. کيفيت فرم شهر. 5. کيفيت فرم ساختمان. 6. کيفيت عرصه همگاني.»

تحليلي ديگر از کيفيات محيط کالبدي در کتاب معروف متيو کرمونا تحت عنوان مکان هاي عمومي – فضاهاي شهري[36] ارائه شده است. در اين اثر کرمونا کيفيات تأثير گذار بر محيط کالبدي را به 7 دسته تقسيم کرده است که عبارتند از: «1. دسترسي. 2. سخت فضا و نرم فضا. 3. فضاي همگاني. 4. ايمني و امنيت. 5. منظر شهري. 6. اختلاط و تراکم. 7. همه شمول بودن.»

 

دفتر معاونت نخست وزير انگليس (OPDM) در بررسي شخصيت و هويت فضاي عمومي سه بعد را مطرح مي کند: «1. بستر فعاليت[37]: که شامل محيط فيزيکي، اجتماعي و اقتصادي مي شود. 2. جعبه ابزار[38]: که عناصر اصلي و کليدي که فضاي عمومي را تشکيل مي دهند، شامل مي شود. 3. کيفيت  ها[39] : که برتري هاي خاص و ويژه فضا را در بردارد.» سپس در جدولي جعبه ابزار لازم جهت ساختن فضاي عمومي را در 4 بخش ساختمان ها و زيرساختها منظر[40] و کاربردها به عرضه مي گذارد. اين دفتر در تحقيقي بر روي کيفيت فضاهاي عمومي شهري با بررسي منظرهاي 150 پاسخ دهنده و تحليل نتايج آنها نشان مي دهد که استفاده کنندگان بطور علمي نظير امنيت، دسترسي و پاکيزگي فضاهاي عمومي را مهمترين عامل کيفيت قلمداد کرده و در مقابل براي موارد ديگري نظري حفاظت و نگهداري فيزيکي فضاهاي عمومي ارزش کمتري قائل شده اند. اين دفتر سپس با تکيه بر آنچه در سند «به کمک طراحي»[41] که توسط CABE[42] و DETR [43] در سال 2000 منتشر شده است، اشاره مي کند که فضاهاي عمومي مي توانند با 10 عامل زير متمايز و مشخص شوند: «1. نظافت و پاکيزگي[44]: آيا اين مکان ها تميز هستند و به تميزي آنها رسيدگي مي شود؟ 2. دسترسي[45] : اين فضاها تا چه اندازه در دسترسند و قابليت تحرک در آنها وجود دارد؟ 3. جذابيت[46]: تا چه اندازه جذابيت بصري دارند؟ 4. راحتي[47]: آيا افراد در گذراندن اوقات فراغت در اين مکان راحتند؟ 5. جامعيت[48]: به چه ميزان پذيراي طيف هاي مختلف اجتماعي هستند؟ 6. سرزندگي و پويايي[49]: تا چه حد از فضا استفاده شده و امکان انجام فعاليت هاي شاد و زندگي بخش وجود دارد. 7. عملکرد[50]: تا چه حد قابليت به مرحله اجرا درآمدن فعاليت هاي مختلف در فضا وجود دارد؟ 8. تمايز و تشخيص[51]: آيا اين فضا يک شخصيت خاص دارد؟ 9. ايمني و امنيت[52]: آيا اين فضاها احساس امنيت را القا مي کنند و فضاهاي امني هستند؟ 9. نيرومندي[53]: تا چه حد در طول زمان انعطاف پذير هستند؟» (ODPM,2004:19).

 

در بسياري متون اين کيفيات در قالب اهداف طراحي شهري بيان شده است، بطور مثال در کتاب «به کمک طراحي»[54] که بيان کننده موفقيت طراحي در سيستم برنامه ريزي است، اهداف طراحي به نوعي بيان کننده کيفيت هاي مورد توجه در طراحي شهري محيط کالبدي است. اين اهداف عبارتند از: «1. هويت. 2. تداوم و محصوريت. 3. کيفيت عرصه همگاني. 4. سهولت حرکت. 5. خوانايي. 6. تطابق. 7. تنوع.»

علاوه بر بيان پارامترهاي کيفيتي محيط، نظريه پردازان نيز مدل هايي براي طبقه بندي اين کيفيات ارائه کرده اند. سه مدل عام در اين زمينه عبارتند از:

الف) مدل نيازهاي انساني(مدل جان لنگ): اين مدل با اقتباس از نظريه سلسله مراتب نيازهاي انساني مازلو تدوين شده است. بر اساس اين مدل مي توان کيفيت محيط شهري را برحسب برآورده ساختن گونه هاي مختلف نيازهاي انسان يعني: نيازهاي فيزيولوژيکي، نياز به ايمني و امنيت، نياز به وابستگي و احساس تعلق، نياز به عزت و اعتماد به نفس، نياز به تحقق خويشتن و خوشکوفايي و نيازهاي شناختي _ زيباشناختي طبقه بندي نمود. لذا لازم است تا محيط شهري نيازهاي متفاوت انساني را برآورده سازد.

ب) مدل اپليارد[55]؛ حالت هاي ادراک انساني: بر اساس مدل پيشنهادي اپليارد، مي توان مؤلفه هاي گوناگون کيفيت طراحي شهري را براساس پاسخگويي به حالات ادراکي مختلف انسان سازمان دهي و طبقه بندي نمود. اپليارد واکنش هاي ادراکي انسان در برابر محيط را به سه حالت زير تفکيک مي کند: 1. «حالت واکنشي- عاطفي»[56]، که در برگيرنده واکنش هاي عاطفي افراد نسبت به محيط است و در اين حالت محيط به عنوان محرکي جهت بر انگيختن احساسات و تداعي معاني تلقي مي گردد. 2. «حالت عملياتي»[57]، که غالباً توسط افراد در زندگي روزمره مانند تردد از مکاني به مکان ديگر جهت کار، ملاقات و... به کار گرفته مي شود. 3. «حالت استنباطي»[58]، که افراد براي حمايت از فعاليت هاي عملياتي و واکنش هاي عاطفي فوق، در جستجوي کسب اطلاعات از محيط و نهايتاً فهم معني آن هستند. در اين وضعيت اطلاعات استنباط شده، موجب روشن گرديدن هويت فردي و جمعي محيط و جامعه مرتبط با آن و نهايتاً  حس مکان مي گردد.

پ) مدل مؤلفه هاي مکان موسوم به مدل کانتر: مدل مشهور ديويد کانتر، از پيشگامان مطالعات ادراکي معماري و طراحي شهري را مي توان يکي از چارچوب هاي نظري که قادر به تبيين مؤلفه هاي کيفيت طراحي شهري است، محسوب نمود. براساس مدل مزبور که به مدل مکان شهرت دارد، محيط شهري به مثابه يک مکان متشکل از سه بعد در هم تنيده کالبد، فعاليت و تصورات است. از آنجا که کيفيت محيط شهري يک مکان ناگزير از پاسخدهي مناسب به ابعاد گوناگون محيط شهري است. مي توان مؤلفه هاي سازنده کيفيت محيط شهري را مؤلفه هايي به موازات مؤلفه هاي سازنده مکان تعريف نمود. به عبارت ديگر، با اقتباس از نظريه مکان کانتر مي توان گفت کيفيت محيط شهري عبارت است از برآيند سه مؤلفه که هريک از آنها متکفل برآورده ساختن يکي از کيفيت هاي سه گانه «کالبدي»، «فعاليتي» و «تصوري» محيط شهر است (گلکار، 1380 : 65-38 ). اگر چه کانتر مدل خود را در سال 1977 ارائه داده است، ولي قبل از وي مولفه هاي مکان در انديشه هاي  رلف[59]  در کتاب «مکان و بي مکاني»[60] به صورت سه مولفه «کالبد، فعاليت و معني» در 1976 ارائه شده است. جذابيت ها و کارايي اين دو مدل باعث شده است تا ديگر صاحب نظران طراحي شهري نيز با الهام يا اقتباس از آن روايت هاي متنوعي از مدل مزبور ارائه نمايند.

دیگر موارد نقد کتاب حاضر عبارتند از:

2.       «عدم در نظرگیری تفاوت ماهوی مقوله مکان و فضا در شهر»؛ آنچه استنباط می شود برداشت ایشان از مقوله مکان اعم از فضا بوده، حال آنکه در ادبیات شهرسازی، فضا در صورت در نظرگیری برخی «کاراکترها» و «مولفه ها» واجد ارزش مکان می شود. و لذا مفهومی «متاخر بر فضا» قلمداد می شود که در تنظیم فصول و ارتباط منطقی آنها لحاظ نشده است.

3.       در فصل چهارم جدولی در رابطه با مفهوم فضا در شهر اشاره شده است که دچار چالش معنایی و محتوایی است. در این رابطه تنها این طرح مساله صورت می گیرد که «آیا گونه شناسی فضاهای شهری به همین چند مورد خلاصه می شود؟ آیا فضاهای عمومی شهری نرم ]به اصطلاح نویسنده کتاب[ شامل پارکها و فضاهای باز دارای عملکرد شهری منتهی می شود؟ مگر فضای پارکها دارای وجوه کالبدی مشخص نیستند؟ حتی با وجود پذیرش این مساله، میدان یا خیابان وجوه کالبدی مشخص تری از فضای پارک دارد؟» در هر حال، طرح این جدول نمی تواند اجماع کلی صاحبنظران عرصه شهرسازی را فراهم کرده و محل اندیشه بیشتر را طلب می کند.

4.       در فصل چهارم به ساختار محله ها (باهمستانهای شهر) اشاره نشده است. این مساله جای سوال است که آیا مهمترین فضای شهری در مقوله تامین امنیت و کاهش جرم خیزی، همان محلات و باهمستانهای شهری نیست و ذکر این سوال که چرا به طور مفصل نویسنده کتاب این مهم را مورد نظر قرار نداده است؟

5.       در رابطه با مفهوم «جلوگیری از جرایم از طریق طراحی محیطی» به منابع اصلی این مفهوم اصلا اشاره نشده است که جای سوال دارد؛ چرا به تاریخچه این مفهوم در ادبیات جهانی با رجوع به سایتهای مراکز مربوطه اشاره ای نشده است. آیا نباید به درگاه های اینترنتی مانند «انستيتوي بين المللي جرائم» (N.I.C.P)[32] ‏، «انجمن بين الملي CPTED» (I.C.A)[35] ، «روزنامه بين المللي جلوگيري از جرائم از طريق طراحي محيطي» (J.C.I) [34]  و «شوراي ملي جلوگيري از جرائم» (N.C.P.C) [33] به طور مستقیم اشاره شود.

در هرحال، با سپاس از نویسنده محترم کتاب، برای آگاهی خوانندگان تنها به برخی تعاریف و اصول جلوگیری از جرایم از طرق طراحی محیطی اشاره می شود:

بر اساس مستندات، تجربيات و آراي انديشمندان جهاني در اين زمينه، مي توان به اصولي اشاره كرد كه به عنوان مباني در طراحي محيطي مورد استفاده قرار مي گيرند. بكارگيري اين اصول و مفاهيم تمثيلي آن، سهمي اساسي در طراحي محيطي بازدارنده از جرائم دارد كه اين اصول عبارتند از:

الف: كنترل دسترسي:  با استفاده از اين اصل مي توان ميزان دسترسي به مناطقي در شهر كه امكان وقوع جرم دارند، را براي مجرمان احتمالي كاهش داد. براي فراهم سازي دسترسي مناسب و كاهش دادن دسترسي مجرمان به مناطق جرم خيز يا مناطقي كه پتانسيل طبيعي وقوع جرم را در خود نهان دارند، مي توان از نظارتهاي شهروندان و عابران پياده يا ساكنان از معابر و مسيرهاي دسترسي بهره گرفت كه با تعريف شفاف ورودي و خروجي ساختمانهاي مسكوني در سايتهاي شهري و نوع و چگونگي نورپردازي و نظارت طبيعي بر نحوه دسترسي به سايت ممكن مي شود [35]. از اين اصل براي كاهش پتانسيل دسترسي به مناطق براي جرم خيزي و ارتكاب جرم استفاده مي شود.

ب: تقويت قلمروهاي طبيعي: قلمرو مفهومي را به ذهن متبادر مي كند كه فضاهاي خصوصي را از فضاهاي عمومي جدا مي كند و بر اساس احساس مالكيت خصوصي شكل مي گيرد[35]. اين مفهوم از طريق تقويت احساس و روحيه مالكيت در محيطهاي ساخته شده و مصنوع ممكن مي شود كه به  ايده چتر (Umbrella Concept) موسوم است[34]. لازم به يادآوري است كه از طريق انگيزانندگي احساس مالكيت و تملك پذيري شهروندي نسبت به محلات و مناطق مسكوني است كه حضور بيگانگان و مزاحمان، براي ساكنان با اهميت مي شود. به عبارت ساده تر تنها بعد از وجود و القا چنين احساسي در شهروندان و ساكنان شهر است كه افراد مزاحم و مجرمان اين حق را به خود نمي دهند كه به حوزه قلمرو فرد ديگري وارد شوند.

ج: تعمير و نگهداري: با تعمير و نگهداري مناسب از مبلمان شهري و تابلوها و علائم شهري و چراغهاي روشنايي و محوطه سازي مي توان علاوه بر بهينه سازي هزينه هاي شهري، از بالا رفتن ظرفيت مناطق در جرم خيزي  كاست[35].

د: نظارت طبيعي: نظارت طبيعي به معناي توانمندسازي محيط شهري از طريق در معرض ديد قرار گرفتن و آساني نظارت است كه امكان نظارت بر مناطق شهري را بوسيله شهروندان يا ارگانهاي انتظامي فراهم مي كند. بر اين اساس اين امكان فراهم مي شود كه مناطق شهري در معرض ديد عمومي قرار گيرند و از ايجاد مناطق غير قابل نظارت و به اصطلاح «مناطق كور» جلوگيري بعمل آورده مي شود[30]. اين امر در طراحي فضاي سبز مناطق شهري بايستي مورد توجه باشد تا از ايجاد مناطق كور با حايلهاي فضاي سبز نظير بوته ها و درختچه ها و درختان كه امكان نظارت مستقيم را دشوار مي كند، جلوگيري كرد [35].

و: حمايت از فعاليتهاي اجتماعي: منظور اين است كه اين امكان فراهم شود تا برخي فعاليتهاي اجتماعي در مناطق شهر ايجاد شود كه علاوه بر اشتغال زايي و ايجاد تسهيلات رفاهي بتوان ميزان نظارت انساني را بر مناطق افزايش داد [27]. بسياري از جرائم شهري در مناطقي روي مي دهد كه نظارت عمومي كم است و يا انسان حضور فيزيكي ندارد. در اين روش تلاش مي شود تا نوعي توانمند سازي در فعاليتهاي اجتماعي صورت گيرد و در واقع به مناطق شهري و خاصه مناطقي كه امكان جرم خيزي در آنها بيشتر است ، فعاليت هاي اجتماعي و حضور افراد افزوده گردد.

 

در تقسیم بندی مولفه ها و معیارهای فضاهای شهری امن به هیچ یک از معیارهای اجماع شده بین المللی که در منشور این ارگان مورد توجه بوده، هیچ اشاره نشده است. چرا این مساله روی داده است؟ آیا با فهم وجود چنین تحقیقاتی و بنا به دلایلی این معیارها حذف شده یا در نظر گرفته نشده اند و یا این امرف ناشی از عدم رجوه به همان منابع فوق الذکر بوده است که در هرحال، باید در ویراست های بعدی مورد بررسی و لحاظ قرار گیرد.

در پایان به مجموعه ای از راهکارها و پیشنهادات نگارنده در این رابطه اشاره می شود که از دید باکفایت نویسنده کتاب پنهان مانده است؛ همچنين در شرايط فعلي ايران نيز با توجه بيشتر به آنچه شرح آن در ادامه مي آيد، مي توان ميزان جرايم شهري را با توجه به موارد زير، كاهش داد:

1.       آموزش معماري و شهرسازي: از آنجا كه جلوگيري از جرائم شهري در طراحي معماري و شهري مورد توجه قرار نمي گيرد، مي توان دريافت كه دليل اين امر را بايد در عدم آموزش اصول جلوگيري از جرائم در طراحي محيطي دانست. اين امر مي طلبد تا اساتيد دانشگاهي اين مفهوم را در طراحي و آموزش معماري وطراحي دانشجويان مورد توجه قرار دهند و در صورت امكان واحدي درسي را براي آموزش و ارزيابي مفاهيم و استراتژيهاي CPTED و امنيت شهري و محيطي در نظر بگيرند.

2.       مقررات ملي ساختمان: مي توان به اين نكته اشاره كرد كه در بسياري از كشورها آيين نامه و مقرراتي براي رعايت اصول جلوگيري از جرائم در طراحي محيطي وضع شده است. بر اين اساس مي بايست آيين نامه اي در چارچوب مباحث مقررات ملي ساختمان تدوين شود تا همگان ملزم به رعايت اصول مربوطه گردند.

3.       روند طراحي شهري و معماري: از آنجا كه روند طراحي معماري و ساختار شهري مي بايستي جلوگيري از جرائم شهري از طريق طراحي محيطي و خلق مناطق شهري داراي پتانسيل جرم خيزي را مدنظر قرار دهد بنظر مي رسد كه معماران و شهرسازان بايد در رويه طراحي در مراحل طراحي پلان و مكان يابي و طراحي سايت يا ساختمانهاي مسكوني اين امر را مورد توجه قرار دهند.

4.       تقويت فضاهاي فرهنگي- اجتماعي: در اين راستا مي توان از طريق ايجاد و بهره برداري مناسب از فضاهاي فرهنگي ايجاد شده در مناطق شهري و محلات شهر، تلاش كرد تا مردم به فضا و مكان زندگي خويش توجه بيشتري داشته باشند. اين امر تنها زماني ممكن است كه مردم بخواهند بپذيرند كه شهر نيز مانند منزل مسكوني به آنها تعلق دارد و در صورت توجه بيشتر انها است كه مي توان در طي يك حركت عمومي و همگاني، امكان افزايش نظارت و كاهش قابليت جرم خيزي را فراهم آورد.

5.       مشاركت سازي اجتماعي: لازم به ذكر است كه تنها با مداخله مردم و شهروندان در فرايند برنامه ريزي شهر در رويكرد شهرسازي مشاركتي است كه مي توان انتظار بهبود در وضعيت فعلي را داشت. براستي چرا مردم نسبت به شهر خود چنين بي تفاوت مي شوند؟ آيا نمي توان از طريق دخيل كردن ايشان در فرايند تصميم سازي و تصميم گيري حداقل در سطوح محله اي، اين احساس را در ايشان بوجود آورد كه شهر و بالاخص محله اي كه در آن زندگي مي كنند، به آنها تعلق دارد و تفاوت قابل ملاحظه اي بين منازل مسكوني و محله آنها وجود ندارد يا حداقل نبايد وجود داشته باشد. در هر صورت ايشان بايد بپذيرند كه تنها در صورتي امكان افزايش امنيت در محلات مسكوني فراهم مي شود كه خودشان به صحنه مديريت محله اي وارد شوند و دوري و اجتناب و بي تفاوتي به محلات شهري كه هم اكنون در پيش گرفته اند، جز وخيم كردن اوضاع اثر ديگري ندارد.

6.       فرهنگ سازي اجتماعي: از طريق فرهنگ سازي نيز مي توان ديدگاه جاري مردم را نسبت به فضاهاي عمومي شهري و مناطقي كه در آن زندگي مي كنند، تغيير داد و حتي آن را اصلاح كرد. رويكردهاي فرهنگ مدار در سطوح مديريتي ايران نيازمند مدارا و صبر بيشتري براي دستيابي به نتيجه مورد نظر هستند، چرا كه تغيير باورها، عادات و عقايد يك ساختار اجتماعي در كوتاه مدت ميسر نمي شود و مي بايستي به حركتهاي بلند مدت/ميان مدت انديشيد. در هر صورت بايد مردم بپذيرند كه تنها خودشان هستند كه مي توانند با مساعي و مشاركت بيشتر در طي حركتهاي عمومي به بهبود ساختار بپردازند. البته نقش ارگانها و نهادهاي تامين اجتماعي هم در اين ميان مهم است، چنانچه در طرح افزايش امنيت اجتماعي كه مدتي است شروع شده و ادامه دارد، ديده شد كه بعد از مدتي كه ترس شهروندان از اراذل و اوباش كاهش يافت و در واقع مردم به نتيجه عملي اين اقدامات اميدوار شدند، شروع به فعليت كرده و همكاري و مشاركت عمومي گسترده اي بوجود آمد كه نشان از اين امر دارد كه در صورت برنامه ريزي درست و بهينه، مي توان انتظار مشاركت مناسب مردم را داشت.

7.       تدوين دستورالعلهاي طراحي فضاهاي كالبدي: شايان ذكر است حجم و فاصله ميان ساختمانها (توده ها در فضا)، مسيرها و كريدورهاي بصري، قرارگيري محل دسترسي به سايتها و مجتمع هاي مسكوني، نحوه دسترسي همگاني و حتي مكان يابي و استقرار كاربريها در شهر در ميزان و نوع جرمي كه احتمال دارد در آنها يا بواسطه آنها، امكان وقوع يابد، تاثير دارد. بنابراين لازم است كه آيين نامه و اصول طراحي كالبدي فضاهاي شهري و مسكوني در رابطه با حجم ساختمانها و فاصله و نسبت ميان آنها، تدوين شود. اين امر در ساير كشورها و شهرداري / حكومتهاي محلي واقع در آنها صورت گرفته است. در ايران اين معيارهاي طراحي بايد با توجه به شرايط فرهنگي و مقتضيات اجتماعي و روانشناختي شهروندان ايراني مود تدوين قرار گيرند، چراكه نمي توان بدون توجه به شرايط و اقتضائات فرهنگي يك سرزمين، نسبت به طراحي اماكن و فضاها پرداخت كه لزوم در دستور كار قرار گيري اين امر در ارگانها و نهادهاي مربوطه لازم بنظر مي رسد و نمي توان تنها با ارجاع به يك متخصص يا تعميم آن به كل مردم، در اين رابطه نظر مشخص و جامعي داد. اميد كه تدوين چنين دستورالعملهايي در سطح ملي بعنوان يك مقرارت ملي كلي و در سطح شهرداريهاي هر منطقه در سطح محلي براي انطباق بيشتر اين معيارها و مولفه ها و ضوابط طراحي با خصوصيات و ويژگيهاي رفتاري ساكنان آن شهرستان، مورد توجه مسئولين و نهادهاي وابسته قرار گيرد.

 

منابع و ماخذ

در پایان به منابعی چند در این رابطه اشاره می شود که در متن مقاله به انها اشاره شده یا می تواند به عنوان کتاب شناسی مورد توجه خوانندگان و علاقمندان به مقوله امنیت در شهر باشد:

 

[1] _J. Q. Wilson and G. L. Knelling (1982), “Broken Windows”; The Atlantic Monthly, March 1982, pp. 29-38.

[2]_C.R. Jeffery, (1971)," Crime Prevention through Environmental Design", Beverly Hills, CA: Sage Publications, pp.54_87.

[3] _T.D. Crowe, (1991)," Crime Prevention through Environmental Design", Stoneham, MA: Butterworth-Heinemann, pp.87_95.

[4] _Dan Fleisher and Fred Heinemann, (1996)," Crime prevention Through Environmental Design and Community policing", Washington, DC: US Department of Justice, August 1996, pp.34_41.

[5] _M.S. Smith, (1996)," Crime Prevention through Environmental Design in Parking Facilities”; Washington, DC: US, Department of Justice, National Institute of Justice, pp.87_97.

[6] _J. Jacobs, (1961)," The Death and life of Great American Cities”, New York, NY: Vintage Books.

[7] _O. Newman, (1972)," Defensible Space: Crime Prevention through Environmental Design”; New York, And NA: Macmillan.

[8] _B. Payne, (1983)," Design against Crime: beyond Defensible Space”; London: Butterworth's.

[9] _P. J. and P. L. Bran Ingham, (1981), ed., Environmental Criminology”, Beverly Hill, CA: Sage, pp.45_67.

[10] _J. Q. Wilson and G. L. Knelling, (1989),”Making Neighborhoods

Safe”, the Atlantic Monthly, February 1989, pp. 46-52.

[11] _City of Edmonton Planning and Development (1995) Design Guide for a Safer City”, Edmonton

[12] _City of Tucson, (2003), Development Standard”; No. 2-14.0, Crime Prevention through Environmental Design

[13] _City of Virginia Beach CPTED Committee (2000)," CPTED - General Guidelines for Designing Safer Communities", Virginia Beach, Virginia

[14] _ City of Durham County (2004), CPTED: Durham Guide to Creating a Safer Community”; Durham County, North Carolina.

[15] _Crowe, T. (2003) Advanced Crime Prevention through Environmental Design”; (Seminar notes), American Crime Prevention Institute, Louisville, Kentucky, pp.33_67

[16] _Geason, S. and Wilson, P.R. (1989)," Designing out Crime", Australian Institute of Criminology, Canberra

[17] _Government of South Australia (2002)," Crime Prevention through Environmental Design and Urban Design"; Adelaide, Australia

[18] _Lismore City Council (2000) Development Control Plan”; No. 43 – CPTED, Lismore, Australia

[19] _National Crime Prevention Council (U.S.) (1997) Designing Safer Communities”; CPTED Handbook, NCPC (U.S.), Washington D.C

[20] _Office of Planning, Baltimore County (2000), Comprehensive Manual of Development Policies”;, Division VI, Section H (CPTED). Baltimore County, Maryland

[21] _Plaster, S. and Carter, S. (1993), planning for Prevention: Sarasota, Florida’s Approach to CPTED, Florida Criminal justice Executive institute, Tallahassee, Florida.

[22] _Smith, M. S. (1996) Crime Prevention through Environmental Design in Parking Facilities, National Institute of Justice, Washington D.C.

[23] _Kruger, T., Landsman. K., Liebermann, S. (2001)," Designing safer places: A manual for crime prevention through planning and design", Pretoria: The South African Police Service and the CSIR.

[24] _Meyer, T. & Qhobela, M.(1998)," The history of crime prevention through environmental design: A comparative study". Pretoria: CSIR.

[25] _Napier, M., du Plessis, C., Liebermann, S., Kruger, T., Shaw, M., Louw, A., Oppler, and S. (1998),"Environmental Design for Safer Communities in South Africa", Pretoria: CSIR.

[26] _Timothy D. Crowe (2000)," Crime Prevention through Environmental Design", National Crime Prevention Institute, pp: 46_74.

[27] _Designing Safer Communities: Crime Prevention through Environmental

Design Handbook (2003), (National Crime Prevention Council, (www.ncpc.org)

[28] _Crime Information Analysais Centre (2000), Crime Statistiques.[on-line]: http://www.saps.org.za/8_crimeinfo/bulletin/index.htm

ISS (2001), Ned bank Isis Crime Index, Volume 5 2001, Number 1, January – February.[online]:http://www.iss.co.za/Pubs/Crime%20Index/No.%201%202001/World.html

[29] _Kruger, T, Meyer, T, Napier, M, Pascolo, E, Qhobela, M, Shaw, M, Oppler, S, Niyabo, L, and Louw A, ( 1997), Safer by Design – Towards effective crime prevention through environmental design in South Africa, CSIR, Pretoria.

[30] _Landsman, K, (2000), An Overview of Enclosed Neighborhoods in South Africa, CSIR, Pretoria.

[31] _ Napier, M, du Plessis, C, Liebermann, S, Kruger, T, Shaw, M, Louw, A, and Oppler, S, (1998) "Environmental Design for Safer Communities, CSIR, Pretoria.

[32]_www. NICP.net

[33] Www. NCPC.org

[34]_www.CPTEDONTARIO.ca

[35] _www.CPTED.net

[36]-Gronland, B, (2000) "Towards the Humans City for the 21st Century"; Stockholm.

[37]- Cozens,P, D.Hiller and G.prescott (2001)” Crime  and the design residential Property – Exploring the Theoretical Background”; Journal of Property Management,Vol.19,Issue 2,PP 136-164.

[38] _Wekerle,M and Whitzman,R(1995)” Safe Cities: Guidelines for Planning, Design and Management”; Van Nostrand Reinhold, USA ..

[39] _ Petrella, Laura (2004) “Urban Space and Security Policies: Between Inclusion and Privitilization”; UN Habitat; WUF, Barcelona, Spain.

 



[1] مقام معظم رهبری در این رابطه اشاره دارند که: «يك ملت براى اينكه قله‏هاى كمال مادى و معنوى و قله‏هاى عزت و شرافت را فتح كند، به امنيت و به آسوده‏خيالى از تهاجم دشمنان احتياج دارد. بدون احساس امنيت و بدون حضور آرامش و اطمينان، در هيچ كشورى نه علم ميتواند پيشرفت كند، نه مقامات معنوى و اخلاقى ملتها ميتواند به آن نقطه‏ى مطلوب برسد. دنيا و آخرت را با امنيت ميتوان تأمين كرد. احساس امنیت و آسودگی خاطر زمینه ساز پیشرفت مادی و معنوی هر ملتی است. دادن احساس امنيت و آرامش و طمأنينه به مردم در زندگى، چيزهايى نيست كه در نظام جمهورى اسلامى به چشمِ كم‏اهميت بشود به آنها نگاه كرد. نكته‏ى ديگر اين است كه در كار ايجاد امنيت و دادن احساس امنيت به آحاد مردم، جنبه‏هاى سياسى و جناحى و گرايشهاى گوناگون و اختلاف مذهب و اختلاف قوميت و اينها، هيچ تأثيرى نبايد بگذارد. امنيت در جامعه مال همه است. تنها كسى بايد احساس ناامنى بكند كه در صدد است امنيت مردم را متزلزل كند و بر آن آسيب وارد كند. فقط او بايد احساس ناامنى كند از ناحيه‏ى شما؛ والّا همه‏ى آحاد ملت با هر مذهبى، با هر دينى، با هر گرايش سياسى‏اى، با هر سليقه‏اى فرق نميكند؛ همه يكسانند در برابر وظيفه‏ى بزرگى كه بر دوش شماست، كه ايجاد امنيت است.» (سایت مقام معظم رهبری).

[2] Sense of Security

[3] Human Sustainable Development

[4] Urban Satisfaction

[5] Social Capital

[6] Quality of life

[7] Urban Satisfaction

[8] Sustainable Development

[9] Social Participation

[10] National Security

[11]  تحقیقات و مطالعات دنباله دار نگارنده ]منتقد[ در رابطه با مفهوم امنیت و چاپ چندین مقاله پژوهشی و کتاب در این رابطه از مهمترین مواردی است که باعث علاقه نویسنده در نقد کتاب حاضر بوده است.

[12] foreword/preface

[13] introduction

[14]  مقام معظم رهبری در رابطه با مفهوم امنیت اشاره دارند که: «نگرش صحيح به مقوله نظم و امنيت، بهمراه «برنامه‏ريزى علمى»، «مديريت قوى» و «كار بى‏وقفه»، نتايج درخشان بيشترى  خواهد داشت. روحانيت بايد با تفهيم و تبيين دين، مردم را به آرامش روحى، امنيت روانى و قلبى، و عدالت اجتماعى و تأمين سعادت دنيا و آخرت بشارت دهد و آنها را از پيامدهاى عمل نكردن به دين خدا انذار كند. مسؤوليت روحانيان را در پاسخ دادن به سؤالات، ابهامات و اقتضاهاى گوناگون دنياى امروز، خطير است. عمل به اين وظايف، در گرو تأمين نيازهاى جديد و آگاهى به معارف گسترده‏اى است كه آشنايى به وضع امروز جهان و تبيين «فلسفه وجودى نظام اسلامى و نياز بشر به حكومت دينى» از جمله آنها به شمار مى‏آيد» (سایت مقام معظم رهبری).

[15] Human Security Research and Outreach Program, 2006

[16] Vancouver Working Group

[17] The World Urban Forum,2006

[18] Secure City

[19] UN- Habitat ,s Safer Cities

[20] Urban Sociology Laboratory

[21] Heiken, Valentine, 2004

[22] Terrorism

[23] Energy Security

[24] Urban Security

[25] Economic and Social Council

[26] United Nation

[27] Government ,Peace and Security

[28] National Center for poverty in Children

[29] Economic Security, Urban Women and Social Security, 2005

[30] Maxwell,2000

[31] Natural Surveillance

[32] Richard G. Little, 2004

[33] براي اطلاعات بيشتر ر.ک. به: لينچ، کوين (1387) تئوري شکل خوب شهر، ترجمه: سيد حسين بحريني، انتشارات دانشگاه تهران

[34]. براي اطلاعات بيشتر ر.ک به : بنتلي، يان (1382) محيط هاي پاسخده، ترجمه: بهزادفر، مصطفي، تهران، مرکز انتشارات دانشگاه علم و صنعت.

[35]. براي اطلاعات بيشر ر.ک. به:

 - Punter,J and Carmona, M(1997)The Design dimension of Planning/E & FN SPON

[36]. براي اطلاعات بيشتر ر.ک. به:

 - Carmona, M (2003) Public places, Urban spaces .Architectural press

[37]. The Context for Actions

[38]  - The Kit of Parts

[39]  - The Causalities

[40]  - Landscape

[41]  - By Design

[42]  - Commission for Architecture and the Built Environment

[43]  - Department of the Environment, transport and the Regions

[44]  - Cleanliness

[45] - Accessibility

[46] - Attractiveness

[47] - Comfort

[48] - Inclusively

[49] - Vitality and Viability

[50] - Functionality

[51] -  Distinctiveness

[52] - Safety and Security

[53]  - Robustness

[54]- DETR (2000) By Design, Urban design in Planning System: towards better practice, Commission for Architecture & Built Environment, London.

[55]  - Applyard

[56]  - Responsive Mode

[57] - Operational Mode

[58] - Inferential Mode

[59] - Ralph

[60] - Place and Placeless ness

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط هادی محمودی نژاد  |