عليه نمادسازي و معناگرايي
(اسكار وايلد)
زان مينگرم به چشم سر در صورت زيرا كه ز معني است اثر در صورت
(اوحدالدین کرمانی)
از جانب عدهاي از فيلمسازان وطني، كه اكثراً تازه از راه رسيدهاند و جوياي نام ـ و نان ـ اند، مرتب داد سخن داده ميشود كه «فيلم من، متفاوته، يك چيز ديگهست، فلسفي است، عرفاني است، ديني است، اخلاقي است، نمادين است، معناگراست و... .» و بعد نوبت به نقد و تفسيرهاي «نمادياب» و «معناياب» ميرسد كه سعي وافري ميكنند از لابهلاي سطور ديالوگها، يا از درون موضوع، يا حتي پوسترهاي فيلم، چيزهاي عجيب و غريب و مفاهيم پيچيدهنما كشف كنند و به فيلم بچسبانند و آن را به صورتي كه دوست دارند، دربياورند، كه دخلي به فيلم ندارد.