عليه نمادسازي و معناگرايي

«فقط آدم‌هاي سطحي‌اند كه بر مبناي ظواهر داوري نمي‌كنند. راز جهان در آن چيزي است كه آشكار است، نه آنچه به چشم نمي‌آيد.»

(اسكار وايلد)



زان مي‌نگرم به چشم ‌سر در صورت زيرا كه ز معني است اثر در صورت

(اوحدالدین کرمانی)


از جانب عده‌اي از فيلمسازان وطني، كه اكثراً تازه از راه رسيده‌اند و جوياي نام ـ و نان ـ‌‌ اند، مرتب داد سخن داده مي‌شود كه «فيلم من، متفاوته، يك چيز ديگه‌ست، فلسفي است، عرفاني است، ديني است، اخلاقي است، نمادين است، معناگراست و‌... .» و بعد نوبت به نقد و تفسيرهاي «نمادياب» و «معناياب» مي‌رسد كه سعي وافري مي‌كنند از لابه‌لاي سطور ديالوگ‌ها، يا از درون موضوع، يا حتي پوسترهاي فيلم، چيزهاي عجيب و غريب و مفاهيم پيچيده‌نما كشف كنند و به فيلم بچسبانند و آن را به صورتي كه دوست دارند، دربياورند، كه دخلي به فيلم ندارد.

ادامه نوشته

نقد، منتقد، عامل اخلال

سينما يک ديالوگ است، نه مونولوگ. يک گفت و شنود هدفمند است بين آن سوي پرده با اين سوي پرده.‌ در آن سو، سينماگر است که با فيلمش جهاني مي‌آفريند ظاهراً غيرواقعي، اما باورکردني و در اين سو، تماشاگر است که مشاهده مي‌کند و تجربه. سينماگر از طريق پرده با تماشاگرش ارتباط مي‌گيرد و تعامل برقرار مي‌کند.

ادامه نوشته

مروری سریع به اصول تدوین در سینما

EDITING

Editing describes the relationship between shots and the process by which they are combined.  It is essential to the creation of narrative space and to the establishment of narrative time.  The relationship between shots may be graphic, rhythmic, spatial and/or temporal.

Filmmakers and editors may work with various goals in mind.  Traditionally, commercial cinema prefers the continuity system, or the creation of a logical, continuous narrative which allows the viewer to suspend disbelief easily and comfortably.  Alternatively, filmmakers may use editing to solicit our intellectual participation or to call attention to their work in a reflexive manner.


 

ادامه نوشته